سلااااااااااام
من بعد از دوسال اومدم
میدونم خیلی دیره
ولی من تو این دوسال زندگیمو ساختم
کلاااا تغیییییر کردم!
خوشحالم که برگشتمممم
من بعد از دوسال اومدم
میدونم خیلی دیره
ولی من تو این دوسال زندگیمو ساختم
کلاااا تغیییییر کردم!
خوشحالم که برگشتمممم
عید همگی مبارک!
امروز روز ۱سالگی وبلاگ طرفداران علیرضا حقیقیه!!
خوب این چند وقت که متاسفانه درگیر یه سری مسائل شخصی بودم نتونستم بیام و خب
یسری شایعه درباره ی علی پیش اومده بود که ترجیح میدم دربارش صحبت نکنم و
بعضی هام یه چیزایی گفته بودن که اگه الان ۱سالگی وبلاگ نبود جوابشون رو میدادم!
مرسی از همه ی دوستایی که درین مدت سر زدن و نظرات خودشونو گذاشتن
آخرین خبر از علی اینکه توی بازی تدارکاتی با النصر دروازه بان بود که
۴ عدد گل خوردیم
البته داوری ضعیف بازی دوتا گل رو نگرفت و ۱۰تام آفساید الکی گرفت![]()
امیدوارم بتونم دوباره بیام و آپ کنم و منتظر نظراتون هستم!

من بعد از قرن ها برگشتم!!!
با کلی خبر و عکس که بهتون بدهکارم ولی جبران میکنم!!
الانم با یه قالب جدیدو کلی انرژی اومدم!!!
• براى اولين بار بود كه بازوبند كاپيتانى پرسپوليس را بر بازو بستى. چه احساسى داشتى؟
-
به هر حال براى هر بازيكن بخصوص يك بازيكن كم سن وسال چنين اتفاقى بسيار
خوشايند است. كار راحتى نيست بتوانى كاپيتان يك تيم بزرگ شوى.
آن هم در سن و سال جوانى كاپيتانى اين تيم در ۲۰ سالگى افتخار بزرگى براى من بود.
• اصلاً انتظارش را داشتى كاپيتان پرسپوليس شوى؟
-
به هرحال ۱۰ سالى است كه عضو پرسپوليس هستم و مدت زمان كمى هم نيست. البته
نمى گويم كاپيتان شدن برايم مهم نبود اما حاضر نبودم به خاطرش دست به
انجام هر كارى بزنم.
خوشبختانه آقاى خوردبين در دوبى به
من اعلام كردند كه مى توانم بازوبند را بر بازو ببندم و من هم تمام سعى و
تلاشم را كردم كه از عهده اين كار برآيم.
• فكر نمى كنى مسئوليت آن كمى سنگين باشد؟
-
صد در صد همين طور است. قطعاً وقتى بازوبند را بستم احساس كردم مسئوليتم
سنگين تر شده. ضمن اينكه شرح وظايف در داخل زمين نيز تغيير مى كند. به
عنوان يك كاپيتان مجبورم در زمين با ساير نفرات صحبت كنم وبه نوعى مديريت
داخل زمين را برعهده بگيرم. مى دانم چه قدر مسئوليت يك كاپيتان در زمين
زياد و سنگين است.
• وقتى تيم به امارات رفت خيلى ها اردوى
دوبى را براى پرسپوليس مناسب نديدند. حالا شما كه در آن جا حضور داشتيد
شرايط تيم را چه طور ارزيابى كرديد؟
- من به افراد ديگر كارى
ندارم. نمى دانم بازيكنان ديگر در اين مورد چه مى گويند اما من اردوى دوبى
را يك اردوى خوب ومناسب براى پرسپوليس ديدم. اول اينكه اين تورنمنت بين
المللى بود و حضور در اين تورنمنت شرايط بسيار خوبى را برايمان فراهم كرد.
ضمن اينكه ما قبل از شروع فصل فقط يك بازى تداركاتى مقابل پيكان برگزار
كرديم. به همين خاطر سخت به انجام بازيهاى تداركاتى نياز داشتيم. به نظرم
فشار خوبى به تيم وارد شد و بچه ها توانستند با هم هماهنگ تر شوند و كادر
فنى هم شناخت بيشترى از مهره هاى خود پيدا كردند.
•اما ظاهراً فرصت چندانى در جهت رسيدن به فرم ايده آل ياهمان ريكاورى براى بازى با ذوب آهن نداريد.
- اتفاقاً من اين طور فكر نمى كنم. ما ۳ ، ۴ روز براى ريكاورى وقت داريم و فكر مى كنم زمان مناسبى براى اين كار باشد.
• قرار بود تيم با جام قهرمانى به تهران برگردد. چه شد كه جام از دستتان پريد؟
-
به هر حال عوامل مختلفى دست به دست هم داد تا نتوانيم به جام دست پيدا
كنيم. گرماى هوا واقعاً آزاردهنده بود. هيچ جاى دنيا مسابقه فوتبال را
ساعت ۱۲ شب به بعد برگزار نمى كنند. بعضى از نفرات ما مقابل صبا۹۰ دقيقه
بازى كرده بودند و طبيعى بود كه نتوانند در اين مسابقات تمام وقت در
اختيار تيم باشند. ضمن اينكه داور مسابقه هم با اشتباهات متعددش مانع از
رسيدن تيم به گل شد.همه اين مسائل را بايد در نظر بگيريم تا مشخص شود چرا
قهرمان نشديم اما با اين وجود فكر مى كنم جدا از نتيجه به دست آمده انجام
اين بازيها براى تيم بسيار خوب بود.
• فكر مى كنى كرانچار در اين مسابقات، تركيب اصلى تيمش را شناخته باشد؟
-
واقعاً جواب اين سوال را نمى دانم. به هر حال كادر فنى بازى هاى پرسپوليس
و تمام نفرات به ميدان رفته را ديده و روى تك تك بچه ها شناخت لازم را
پيدا كرده است.
فكر مى كنم نتيجه آن را بايد در بازيهاى بعدى پرسپوليس متوجه شد. البته بهتر است پاسخ اين سؤال را از اعضاء كادر فنى جويا شويد.
• از عملكرد خودت در اين بازيها رضايت دارى؟
- خدا را شكر از ابتدا با انگيزه اى ۱۰ برابر در تركيب پرسپوليس ظاهر شدم و هميشه دوست داشتم براى پرسپوليس بازى كنم.
من
سعى و تلاش خودم را كردم و خدا هم به من كمك كرد تا هم بهترين بازيهايم را
انجام دهم و هم پديده مسابقات شوم. كادر فنى هم از كارم راضى بود. فكر مى
كنم به اهدافى كه در اين مسابقات داشتم رسيده ام.
• ۲ گلى را كه مقابل النصر دريافت كردى، مورد آناليز قرار دادى؟
-
بله، فيلم بازى را ديدم. واقعاً كارى از دستم بر نمى آمد. با آقاى
عابدزاده هم در اين مورد صحبت كردم. او هم معتقد بود كه نمى توانستم روى
آن كار خاصى انجام دهم.
• نظر عابدزاده در مورد عملكردت چه بود؟
- خدا را شكر او هم راضى بود. فكر مى كنم، هم خودم را روسفيد كردم، هم عابدزاده را.
• پيش بينى تو از بازى با ذوب آهن چيست؟
-
ذوب آهن با تمام انگيزه اش به ميدان مى آيد و ما هم بايد با همان انگيزه
مقابلش قرار بگيريم. براى اينكه از كورس قهرمانى عقب نمانيم بايد حتماً
ذوب آهن را شكست دهيم.
• فكر مى كنى در اين بازى بتوانى در تركيب اصلى قراربگيرى؟
-
نمى دانم. همه چيز اول در دست خداست بعد هم به نظر كادر فنى بستگى دارد.
من سعى و تلاش خودم را مى كنم تا نظر سرمربى تيم را به اين كار جلب نمايم.
• نتيجه بازى را چه پيش بينى مى كنى؟
-
اول از همه بايد ارائه گر بازى خوبى باشيم بعد هم بايد دقت كنيم تا توپها
را به هدف برسانيم. انشاء الله بازى با برد پرسپوليس تمام خواهد شد.
علیرضا حقیقی دروازه بان جوان و خوش قامت تیم فوتبال پرسپولیس پس از درخشش در مهار ضربات پنالتی تیم الکرامه گفت: اگر خسته نبودم میتوانستم هر 5 ضربه پنالتی را بگیرم.
علیرضا حقیقی پس از برتری برابر الکرامه سوریه در خصوص شرایط مسابقه اظهار داشت: بازی سختی بود. بازیکنان تیم ما با توجه به آشنا نبودن به شرایط زمین و شرایط جوی در نیمه اول کمی مشکل داشتندوی با بیان اینکه مردم باید بدانند ما در چه شرایطی بازی کردیم عنوان کرد: ما ساعت 12 شب به میدان رفتیم و این شرایط برای تیم ما بسیار سخت بودحقیقی ادامه داد: با وجود اینکه در بازی برابر صبا حضور نداشتم، اما بسیار خسته بودم و اینها دلایلی بود که بازیکنان پرسپولیس از نظر جسمی در شرایط خوبی قرار نداشته باشند. در نیمه دوم توانستیم با دوندگی و غیرت، بازی را به تساوی و ضربات پنالتی بکشانیم.
دروازهبان تیم فوتبال پرسپولیس درباره اعلام پنالتی در جریان بازی توسط داور به سود تیم فوتبال الکرامه تاکید کرد: در آن صحنه داور اشتباه کرد. توپ به دست بازیکن ما برخورد کرد اما نه به شکلی که پنالتی باشد ولی خوشحالم که این اشتباه داور به ضرر تیم ما تمام نشد و توانستیم حق خود را بگیریم.
وی
که 2 ضربه پنالتی را مهار کرد؛ در این باره گفت: اگر خسته نبودم هر 5 ضربه
پنالتی را میتوانستم بگیرم چون بیشتر توپها به دستم برخورد کرد. با این
حال خوشحالم که توانستیم بازی را با پیروزی پشت سر بگذاریم. هدف پرسپولیس
قهرمانی دراین تورنمنت است و برای رسیدن به آن کار سختی در پیش داریم.
گفتنی
است؛ تیم های پرسپولیس ایران و الکرامه سوریه شب گذشته در تورنمنت
چهارجانبهای که به میزبانی باشگاه النصر امارات برگزار میشود، به مصاف
یکدیگر رفتند که در پایان نماینده ایرانی در ضربات پنالتی با نتیجه 7 بر 6
بر نماینده سوریه غلبه کرد.
خواب هستم. خسته از يک روز کاري، تلفنم زنگ ميخورد، قرار است با عليرضا
حقيقي صحبت کنم.او هم يک پرسپوليسي است البته از نوع دروازهبانش! 10 سالي
هست که بطور حرفهاي فوتبال بازي ميکند.او هم خاک صحنه خورده است( البته از
نوع چمنش)، از کودکي همراه پدرش به زمين فوتبال ميرفته و کمکم توانايي
بالقوهاش را پيدا کرده است.
چرا در فوتبال دروازهباني را انتخاب کرديد؟
دروازهباني يک پست خطرناک و حساس است، افرادي که دروازهبان ميشوند اصولا از
لحاظ رفتار و اخلاق و شخصيت متفاوتند و اين مساله از لحاظ علميهم ثابت شده
است. من ابتدا جلو زمين بازي ميکردم اما خيلي زود به دروازهباني گرايش پيدا کردم
و دروازهبان شدم و خدا را شکر تا الان همان پست را دارم، هرچند که دروازهباني
پست بسيار سختي است و بيش از آنکه آسان باشد سخت و استرسزا است،
زماني ميرسد که شايد بعد از گذشت بيست دقيقه يا نيم ساعت يا حتي يک نيمه
موقعيت گل براي تيم حريف پيش نيايد ولي همان يک بارشرايط بسيار سختي را براي
ما ايجاد ميکند، اما اگر قلق کار و فن آن را بدست آوريم شرايط آن قدرها هم سخت
و ناممکن نخواهد بود
.تاحالا شده از موقعيت گل حريف بترسيدوبخواهيد از موقعيت خود فرار کنيد؟
اگر بگويم که تا حالا نترسيدهام که دروغ گفتم!اما اگر هم پيش آمده سعي کردم از آن
موقعيت استقبال کنم،چون اگر از يک توپ بترسم ممکن است همان يک توپ تبديل به
گل شود و اين مساله خيلي بدتر است.هر وقت توپ ميآيد به سمتم بيشتر به
استقبالش ميروم.
به بازيگري فکر کرديد؟پيشنهادي داشتيد؟
بله، دو تا فيلم به من تا حالا پيشنهاد شده است که اولين بار دو سال پيش بود،
فيلميبراي شبکه دو که موضوعش فوتبال بود، من حتي تا پاي ميز مذاکره رفتم و
ميخواستم قرارداد ببندم اما به دليل مشغوليت کاري مجبور بودم بين بازيگري و
فوتبال يکي را انتخاب کنم،به خصوص که فيلمبرداري در شمال بود و اصلا شرايط
امکان نميداد که هر دو کار را انجام دهم، و من بخاطر علاقهاي که به فوتبال داشتم
بين فوتبال وبازيگري، فوتبال را انتخاب کردم.پيشنهاد دوم هم مربوط ميشود به هفت،
هشت ماه پيش که آن را هم به همين دلايل رد کردم.
محبوبيت در فوتبال بيشتر است يا در بازيگري؟
محبوبيت کلا خيلي سخت است و فرقي ندارد در فوتبال باشد يا در بازيگري، خيلي
زمان و تلاش ميخواهد تا کميبين مردم محبوب شد.
دوست داريد به چه تيميبراي بازي دعوت شويد؟منچستر...
با چه قيمتي؟خيلي فرق نميکند (ميخندد) هر چي بيشتر بهتر...
اهل کتاب خواندن و فيلم ديدن هستيد؟
فيلم زياد ميبينم مخصوصا ترسناک اما کتاب خيلي نميخوانم.
شما پرسپوليس را انتخاب کرديد يا پرسپوليس شما را؟
من به ندرت از تيم نونهالان پرسپوليس شروع کردم و الان هم به تيم بزرگسالان
رسيدم ...دقيقا نميدانم کدام يکي همديگر را انتخاب کرديم ولي فکر ميکنم هر دو
با هم انتخاب کرديم.
پس به تيم پرسپوليس خيلي علاقهمند هستيد؟
من از هواداران تيم پرسپوليس بودم و فکر ميکنم خدا به من کمک کرد تا در اين تيم
انتخاب شدم. اگر اين تيم را دوست نداشتم نميتوانستم کارآمدي لازم را داشته
باشم.
اگر يکي از باشگاههاي رقيب با يک مبلغ چشمگير به شما پيشنهاد بدهد، پيشنهاد را قبول ميکنيد و از تيم پرسپوليس خداحافظي ميکنيد؟
فوتبال اين گونه نيست.در سطح حرفهاي و در تمام دنيا اين مساله مرسوم است و
بازيکن از شهري به شهر ديگري ميرود و براي تيميديگر بازي ميکند. اما اين
موقعيت قبلا براي من پيش آمده بود ولي من قبول نکردم چون واقعا به اين تيم عادت
کردهام. اگر از پرسپوليس بروم ديگر امکان برگشتم وجود ندارد.
ورزش علاقه است يا شغل؟
جفتش!... اگر من کارم را دوست نداشتم مطمئنا روز سوم يا چهارم انصراف ميدادم
و شغل ديگري انتخاب ميکردم، ولي من عاشق فوتبال هستم در عين حال که براي
من منبع درآمد و شغل هم محسوب ميشود.
اگر پرسپوليس آبي يا زرد بود باز هم پرسپوليسي ميشديد؟
بنظرم اسم پرسپوليس مهم است نه رنگش...پرسپوليس از خيلي زمانهاي پيش
قرمز بوده است و همه اين تيم را با اين رنگ ميشناسند، اما اسم تيم مهم است و
بعد افراد اين تيم، هر چند که افراد هم ماندگار نيستند و ميروند مثل الان که ما وارث
پرسپوليس هستيم و بعد از ما افراد ديگري اين ارث را ميبرند.
تا حالا از انتخاب شغلتان پشيمان شديد؟
نه پشيمان نيستم خيلي هم راضي هستم.شغل يا هر چيزي که هست خيلي
دوستش دارم و هر مسيري که لازم باشد طي ميکنم.
ميگويند پسر وارث حرفه پدر است، آيا در مورد انتخاب شما شغل پدرتان تاثيري داشته است؟
صد در صد. اگر پدرم من را تشويق نميکرد شايد به اين جا نميرسيدم.
